السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )
63
تحرير الوسيله ( فارسى )
كتاب هبه هبه ، تمليك عينى است مجاناً و بدون عوض . و اين همان هبهء به معناى اعم است كه شامل صدقه و سكنى و غير آن مىشود و اما معناى اصطلاحى خاص آن كه در مقابل نظاير آن است ، احتياج به قيدهاى خارجكننده دارد و مطلب سهل است . و گاهى از آن به « عطيّه » و « نحله » تعبير مىشود . و هبه ، عقدى است كه احتياج دارد به ايجابى با هر لفظى كه بر مقصود دلالت كند - مانند « هبه كردم ( بخشيدم ) به تو » يا « به ملك تو در آوردم » يا « اين مال تو » و مانند اينها - و به قبول با چيزى كه دلالت بر رضايت نمايد . و عربى در آن معتبر نيست . و بنابر اقوى با معاطات - با تسليم عين و تحويل گرفتن آن به عنوان هبه - واقع مىشود . مسأله 1 - بلوغ و عقل و قصد و اختيار در هر يك از واهب ( بخشنده ) و موهوب له كه هبه را قبول مىكند ، شرط است ؛ البته قبول ولىّ از طرف مولّى عليه در صورتى كه موهوب له باشد صحيح است . و در موهوبٌ له شرط است كه براى تملك عين هبه شده ، قابليت داشته باشد ، بنا بر اين هبهء قرآن كريم به كافر صحيح نيست . و در واهب شرط است كه مالك عينى كه هبه مىكند باشد ، بنا بر اين هبه مال ديگرى صحيح نيست ، مگر با اذن يا اجازهء او . و بايد به جهت سفه يا مفلس بودن ، محجور نباشد . و هبه از مريض - در مرض موت - صحيح است ، اگر چه زيادتر از ثلث باشد . مسأله 2 - در موهوب ( چيزى كه بخشيده مىشود ) شرط است كه عين باشد ، پس هبهء منافع صحيح نيست . و اما دين چنانچه هبه شود به كسى كه حق بر عهدهء او است ، بدون اشكال صحيح است و بنابر اقوى قبول در آن معتبر است و فايدهء ابراء را مىدهد ولى ابراء